به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اصطلاحات موسیقی ایرانی

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #1
اصطلاحات موسیقی ایرانی
مقام:قبل از اینکه واژه دستگاه وارد موسیقی شود در تقسیم بندی موسیقی ایرانی از آن استفاده می شده است و یه معنی ایستاده و بجای ایستادن است و این کلمه از قرن هشتم در فرهنگ موسیقی ما عمومیت پیدا کرده است .
دستگاه:اصطلاحی است که یکی دو قرن اخیر در تقسیم بندی که از موسیقی ایرانی صورت گرفت جانشین مقام شده و از دو لغت دست وگاه تشکیل شده و به معنی قاعده ، قانون روش نوع ، تقسیم،نوبت و ... است وگویا اولین بار این اصطلاح به وسیله مخبر السلطنه بکار رفته است .
نغمه:صدایی که از دستباز وتر ایجاد می شود یا صدایی که از زدن زخمه ای با ساز ایجاد می گردد که امروز تحت تاثیر از فرهنگ غربی آن را نت می گویند.
بُعد :یعنی فاصله و ان عبارتست از آغاز صوتی تا آغاز صوت دیگر و انواع بعد عبارت اند از بعد ذی الکل ، بعد ذی الخمس ، بعد ذی الاربع ، بعد طنینی ، بعد بقیه و بعد مجنب .
ایقاع: یا وزن عبارتست از چگونگی جابجا شدن صداها در زمانهای محدود و نسبتهای معین و انواع وزنها عبارت از : 1- هزج ، 2- رمل خفیف 3- رمل 4- ثقیل ثانی ، 5- خفیف ثانی 6- ثقیل اول 7- خفیف ثقل اول .
مضراب :چیزی یا شیئی است با شکلهای مختلف که با آن بر وترهای ساز زخمه می زنند و جنس آن ها مختلف است که در سنتور از چوب در تار از فلز و در سه تار از ناخن انسان استفاده می شود .
دَساتین :پرده هایی است که بر دسته سازه های زهی بسته می شود و انگشتان نوازنده روی آنها قرار می گیرد و هر کدام از انها نام خاصی دارد .
پرده طنینی :طنینی را قوی یا مقوی گویند وآن عبارت است از فاصله یک پرده تا پرده بعد و هر دانگ موسیقی را به دو پرده و یک نیم پرده تقسیم می کنند مطابق تا سبابه و از سبابه تا بنصر .
دانک :یا ذی الاربع که از تقسیم گام یا ذی الکل به دست می آید بدین ترتیب که ذی الکل به دو ذی الاربع و یک بعد طنینی تقسیم می شود که این بعد طنین در انتهای دو ذی الاربع قرار می گیرد .
تحریر :صوتی آهنین است که معمولا آواز خوان از آن استفاده می کند و در اثر عبور هوا از حنجره و برخورد با تارهای صوتی ایجاد می گردد.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #2
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
سنفونی در لغت به معنی «هم صدایی» یا «صدا دهی هم زمان» است. در دوره ی باروک، این لفظ برای اوورتور یک اپرا یا قسمت های سازی یک اثر آوازی به کار می رفت. از زمانی که هایدن 104 سنفونی اش را ساخت، این لفظ به معنی اثر ارکستری نسبتاً طولانی و سنگین به کار رفته است که بیش تر وقت ها سه یا چهار موومان دارد.
موومان واحد اصلی و معمولاً مستقل یک اثر بزرگ است. موومان در لغت به معنی «حرکت» است و احتمالاً وجه تسمیه اش این است که معمولاً هر قسمت اثر سرعت متفاوتی دارد.

یک واژه دیگر برای رنگ، طنین است، یعنی ویژگی خاص صدای حاصل از سازها یا خواننده های مختلف. اگر آهنگی را با فلوت بزنید و همان آهنگ را با ترومپت هم بزنید، طنین این دو صدا با هم فرق می کند.

ملودی مجموعه ای از نت هاست که زیر و بمی آن ها فرق می کند و مجموعاً شکل موسیقایی قابل تشخیص دارند. تم یک ملودی است که آجر ساختمانی یک قطعه ی موسیقی محسوب می شود. معمولاً آهنگ ساز با تکرار یک تم، گاهی عیناً و گاهی با بسط و تغییر، آن را به شنونده می شناساند. تم ها انواع ماجراها را پشت سر می گذارند، اما اگر دقیق گوش کنید گوش شما آن ها را در خلال هر گونه تغییر و تبدیل هم تشخیص می دهد. می توان گفت هر بار که تم ظاهر می شود آن را می شناسید، انگار که دوست شما برگشته است و شما او را به جا می آورید. تغییراتی که در ملودی اصلی صورت می گیرد واریاسیون خوانده می شود.

نقطه ی کانونی یک ملودی، مرکزی که ملودی حول آن جریان می یابد، و معمولاً نتی که ملودی به آن ختم می شود، تونیک خوانده می شود. این نقطه هم چنین درجه ی اول یا نت اصلی گامی است که ملودی در آن نوشته شده است: «لا» در تونالیته ی «لا» ماژور یا «لا» مینور، «سی» در «سی» ماژور یا «سی» مینور، و غیره. ملودی ممکن است خیلی از تونیک دور شود، اما نهایتاً به آن باز می گردد و احساس خوشایند «حل» به ما می دهد. مانند «بازگشت به خانه» پس از سفری طولانی.


گام کروماتیک گامی است بر اساس اوکتاو 12 نیم پرده، حال آن که گام دیاتونیک هفت نت دارد. گام ماژور روی این فاصله ها ساخته می شود: «پ پ ن پ پ پ ن » که «پ» مخفف پرده و «ن» مخفف نیم پرده است. گام مینور روی این فاصله ها ساخته می شود: «پ ن پ پ ن پ پ ».

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #3
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
اصطلاح

مدولاسیون یعنی انتقال از تونالیته ای به تونالیته ی دیگر در اثر، و در آن جریان موسیقی تداوم خود را حفظ می کند. صحیح نیست که چیزی را در «دو» ماژور متوقف کرد و چیزی دیگر را در «سل» شروع کرد.

تیستورا طیف نت هایی است که خواننده ی مشخص در آن راحت تر است. خواننده در صورت لزوم می تواند زیرتر یا بم تر بخواند، اما در این محدوده ی خاص راحت است. از این اصطلاح گاهی برای گسترده ی کلی یک بخش آوازی هم استفاده می شود.

تحریر یا غلتش زینتی است که در آن صدا یا ساز به سرعت میان نت نوشته شده و نت بالاتر مجاور رفت و آمد می کند. جهش عبور سریع از بسیاری نت های مختلف است. زینت هر نوع تزئین ملودی با افزودن نت هایی دیگر به ملودی یا نت های اطراف آن است. تحریر یا غلتش یکی از زینت هاست. صفحه ی 87
تحریر یا غلتش یعنی جا به جایی سریع نت نوشته شده با نت همجوار بالاتر؛ جهش یعنی حرکت سریع در بسیاری از نت های مختلف.

چوب رهبری چوبی است که رهبر در دست دارد تا تماشاچیان حرکت دست او را بهتر تشخیص دهند. معمولاً سبک است. سفید است تا بهتر دیده شود و دسته ی آن کرکی است تا بهتر در دست قرار گیرد.

لفظ «ارکستر» از واژه ی یونانی به معنی «محل رقص» گرفته شده است. در تئاتر یونان باستان، ارکستر فضای جلو صحنه بود که گروه کُر در آن می خواند و می رقصید. فرانسویان این لفظ را در قرن هفدهم برای مشخص کردن صحنه ای که نوازندگان در آن می نشستند به کار بردند، و در قرن هجدهم این لفظ در مورد خود نوازندگان به کار رفت.

گلیساندو یعنی لغزش سریع به بالا یا پایین گام.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #4
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف(آ)

آيين جمشيد:از آوازهاي سي گانه باربد. اين لحن را نظامي ساز نوروز خوانده است.

آذربايجاني:از گوشه هاي دستگاه شور است.

آرايش خورشيد:از لحان سي گانه باربد است. در برهان قاطع نام اين آواز آرايش جهان آمده است.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #5
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف (الف)


ابوعطا:يكي از متعلقات دستگاه شور، كه گامش با آن يكي است و تنها اختلاف آن با شور در توقف مكرر روي

درجه چهارم ( نت شاهد ) و درجه دوم ( نت ايست ) است.

حجاز نيز شبيه به ابوعطا است و بيشتر براي خواندن مناجاتهاي مذهبي و قرآن بكار مي رود.

ابوالچپ:نغمه اي كه در ماهور و راست پنچ گاه آيد.

ارجنه:نوايي و لحني است از موسيقي.

اسپهان:نام آهنگي از موسيقي.

اسپهانك:نام آهنگي از موسيقي.

اشكنه:نام نوايي از موسيقي است.

اشوراوند:از اصطلاحات موسيقي است.

اصباهان:نام مقامي است از كليه دوازده مقام موسيقي و آن را اصفهانك نيز خوانند.

اصفهان:يكي از چهار مقاله اصلي موسيقي است داراي دو فرع، حسيني و نوا،

نام پرده اي از دوازده پرده موسيقي، اصفهانك نيز گفته مي شود.

اصول ثقيل:يكي از هفده اصول موسيقي و اصول را به هندي تال گويند.

اصول خفيف:يكي از هفده اصول موسيقي.

اصول دار:در هيات نوازندگان كسي را گويند كه اصول نگاه دارد

يا با اشارات دست و چوب و با ضرب آنان را به اصول رهبري كند.

آن كه با طبل يا دف يا دورويه( دايره ) اصول نگاه دارد

و خوانندگان و رقاصان و ورزشكاران را رهبري كند.

اصول فاخته:نوع يازدهم از هفده گونه اصول در موسيقي است.

نام اصولي باشد كه از هفده بحر اصول موسيقي و آنرا فاخته ضرب هم خوانند و نام صوتي هم هست.

افشار:نغمه اي از دستگاه شور است، گوشه هاي مهم آن عبارتند از: درآمد، جامه دران، مثنوي پيچ، قرايي، شاه ختايي.

اوج:از گوشه هاي دستگاه شور است.

اورنگي:يكي از الحان سي گانه باربد است.

اوفر:هشت ضرب ( ديك دك دك ديك ديك دك ) از ضربهاي موسيقي ايران است.

ایقاع: یا وزن عبارتست از چگونگی جابجا شدن صداها در زمانهای محدود

و نسبتهای معین و انواع وزنها عبارت از : 1- هزج ، 2- رمل خفیف 3- رمل

4- ثقیل ثانی ، 5- خفیف ثانی 6- ثقیل اول 7- خفیف ثقل اول

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #6
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف (ب)


باد آورد:نام نوايي است از موسيقي.

باده نوشين:نامي از نامهاي موسيقي.

باروزنه:نام نوايي است از موسيقي.

باغ سياووشان:باغ سياووشان نام نوايي است از موسيقي و يكي از الحان سي گانه باربد است.

باغ شهريار:دستاني از موسيقي ايراني

و از دستانهايي كه باربد در وصف قدرت و ثروت خسرو پرويز ساخته بوده است.

باغ شيرين:نام نوايي از موسيقي و لحن چهارم از سي لحن باربد.

برافشان:( ديك دك ديك دك ديك دك دك ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران است.

برگردان مسيحي:از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

بستان شيرين:نام نوايي است از موسيقي كه آن را باغ شيرين هم ناميده اند.

بسته صفاهان:لحني از الحان موسيقي.

بسته نگار:نوعي سرور و راگني و نقشي است از موسيقي.

بسكنه:نوايي از موسيقي است.

بُعد :یعنی فاصله و ان عبارتست از آغاز صوتی تا آغاز صوت دیگر

و انواع بعد عبارت اند از بعد ذی الکل ، بعد ذی الخمس ،

بعد ذی الاربع ، بعد طنینی ، بعد بقیه و بعد مجنب .

بغدادي:از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

بيات ترك:از نغمه هاي شور است كه گوشه هايش عبارتند از: در آمد، قطار و فيلي.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #7
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف ( پ )


پاليزان:از نغمه هاي دوره ساساني است.

پرتو فرخار:دومين آوازي كه باربد براي خسرو پرويز خواند

و خسرو را چنان خوش آمد كه گفت:

«همه اعضاي بدن من مي خواهند براي بهره بردن از آن سراپا گوش گردند»‌.

پرده تنگ:نام الحاني از الحان موسيقي.

پرده چغانه:نام نوايي است از موسيقي.

پرده خرم:نام نوايي است از موسيقي.

پرده دير سال:نام پرده اي است از موسيقي.

پرده زنبور:نام پرده اي است از موسيقي.

پرده عنقا:نام نوايي است در موسيقي.

پرده طنینی : طنینی را قوی یا مقوی گویند

وآن عبارت است از فاصله یک پرده تا پرده بعد

و هر دانگ موسیقی را به دو پرده و یک نیم پرده تقسیم می کنند

مطابق تا سبابه و از سبابه تا بنصر .

پر كوهان:نوايي است از سي و يك لحن معروف.

پنجه كردي:آهنگي از موسيقي.

پيش در آمد:نوعي قطعه ضربي است كه در واقع قسمتهاي مهم يك دستگاه است

كه با ضرب يكنواخت سه ضرب و شش ضرب و دو ضرب و چهار ضرب اجرا مي شود.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #8
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف ( ت )

تحریر :صوتی آهنین است که معمولا آواز خوان از آن استفاده می کند

و در اثر عبور هوا از حنجره و برخورد با تارهای صوتی ایجاد می گردد.

تخت اردشير:نام نوايي است از موسيقي در دوره ساساني.

تخت طاقديس:يكي از الحان سي گانه باربد است. اين آواز را تخت طاقديس نيز خوانند.

تركي ضرب:سيزده ضرب است

( ديك ديك دك دك دك ديك دك ديك دك ديك دك )

از ضربهاي موسيقي ايران است.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #9
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف ( ث )


ثقيل:سي و شش ضرب است. از ضربهاي موسيقي ايراني است.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,039.79

ارسال: #10
RE: اصطلاحات موسیقی ایرانی
حرف (ج)


جالينوس:نام نوايي است در موسيقي.

جامه دران:از نغمه هاي ساخته نكيسا و متعلق به دوره ساساني

در مايه اصفهان است كه گويند نكيسا اين نوا را چنان خوب نواخت

كه حضار مجلس همه جامه ها به تن پاره كردند و مدهوش افتادند.

جرق:مقام موسيقي، پرده موسيقي.

جفت ساز:يكي از فنون و هنرهاي سازندگي و صفتي از صفات سازهاي زهي.

جمش:نام آوازي است.

جوانويه:نام آهنگي است در موسيقي.

جهارت:آهنگي است در موسيقي.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
چهار شنبه ۲۰ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.